اگر قرار است جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی انجام شود، یک سؤال باید قبل از هر تصمیمی جواب داده شود:
انسداد دقیقاً کجاست؟
اسم پزشکیاش Obstruction of the Nasolacrimal System است؛
یعنی سادهاش این است که : راه خروج اشک در جایی از مسیر گیر کرده، اما هنوز نمیدانیم کجا.
اینجاست که داکریوسیستوگرافی (Dacryocystography) وارد میشود.
اسمش پیچیده است، اما کارش ساده: تصویر برداشتن از مسیر اشک با ماده حاجب.
این روش نشان میدهد انسداد در کانالیکول است، کیسه اشکی است یا مجرای نازولاکریمال.
بدون این اطلاعات، جراحی بیشتر شبیه حدس زدن است تا درمان هدفمند.
حالا سیتی اسکن CT Scan – تصویربرداری مقطعی با اشعه.
این یکی به خودِ اشک کاری ندارد؛ به استخوان، بینی و سینوس نگاه میکند.
انحراف تیغه بینی، ضخامت استخوان لاکریمال، سینوزیت یا تنگیهای پنهان را نشان میدهد.
ترجمه سادهاش؟ میفهمیم آیا اصلاً مسیر امنی برای جراحی اندوسکوپیک وجود دارد یا نه.
جمعبندی بالینی خیلی کوتاه است:
تصویربرداری خوب، جراحی را دقیق میکند.
تصویربرداری ناقص، ریسک شکست را بالا میبرد.
در جراحی مجرای اشکی، دانستنِ قبل از عمل، مهمتر از مهارت حین عمل است.

اهمیت تصویربرداری در جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی
پزشک بهت گفته قبل از جراحی باید تصویربرداری انجام بدهی.
اولین چیزی که از ذهنت میگذرد این است: «چرا؟ مگر قرار نیست مجرا را باز کند؟ این همه هزینه برای چیست؟»
این سؤال طبیعی است. اما واقعیت بالینی سادهتر و جدیتر از این حرفهاست: تا وقتی دقیق ندانیم انسداد کجاست، جراحی دقیق معنا ندارد.
انسداد مجرای اشکی فقط یک شکل ندارد. گاهی مشکل فیبروز کانالیکولی است؛ یعنی سفت و تنگ شدن کانالهای ظریف انتقال اشک. گاهی انسداد در کیسه اشکی (داکریوسیستیت مزمن) رخ میدهد؛ یعنی محل تجمع اشک بهدلیل التهاب طولانیمدت درست تخلیه نمیشود. در برخی موارد هم با تنگی یا التهاب مزمن مجرای نازولاکریمال روبهرو هستیم؛ یعنی خود مسیر خروج اشک به سمت بینی دچار مشکل شده است. این تفاوتها با معاینه ساده دیده نمیشوند و بدون تصویربرداری عملاً قابل تشخیص دقیق نیستند.
نکته کلیدی اینجاست: تصویربرداری فقط برای قبل از عمل نیست. بعد از جراحی هم کمک میکند بفهمیم مسیر جدید واقعاً باز مانده یا نه و آیا ترمیم بافتها بهدرستی پیش رفته است یا نه. ترجمه سادهاش روشن است: تصویربرداری شانس موفقیت را بالا میبرد و احتمال شکست را کم میکند. در جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی، این کار هزینه اضافی نیست؛ یک الزام واقعی برای رسیدن به نتیجه پایدار و قابلاعتماد است.
داکریوسیستوگرافی؛ دیدنِ عملکرد واقعی مجرای اشکی
اول از داکریوسیستوگرافی شروع کنیم.
اسمش پزشکی است، کارش ساده: نشان میدهد اشک از کجا گیر کرده.
در این روش، ماده حاجب از پونکتومها (سوراخهای ریز لبه پلک) وارد مسیر اشکی میشود و با تصویربرداری، راه عبور اشک ثبت میگردد. ترجمه سادهاش این است: میفهمیم اشک واقعاً حرکت میکند یا نه، و اگر نه، دقیقاً کجا متوقف میشود.
داکریوسیستوگرافی به جراح میگوید انسداد در کانالیکولها است (لولههای باریک انتقال اشک)، در کیسه اشکی است، یا در مجرای نازولاکریمال (مسیر خروج اشک به بینی). همچنین شدت انسداد را نشان میدهد؛ اینکه مسیر فقط تنگ شده یا کاملاً بسته است. این اطلاعات برای انتخاب تکنیک جراحی حیاتیاند، چون بدون آنها مسیر باز کردن مجرا بیشتر حدس است تا تصمیم علمی.
این روش مزیت مهمی دارد: عملکرد مجرا را نشان میدهد، نه فقط شکل آن را. اما محدودیت هم دارد؛ تغییرات استخوانی یا مشکلات عمقی بینی را خوب نشان نمیدهد و در برخی بیماران حساس به ماده حاجب قابل استفاده نیست. یعنی مفید است، اما همهچیز نیست.

سیتی اسکن؛ وقتی باید ساختار را دقیق بشناسیم
حالا میرسیم به سیتی اسکن.
اسم کاملش تصویربرداری مقطعی است، معنی سادهاش: دیدن استخوان و فضای بینی با جزئیات بالا.
سیتی اسکن نشان میدهد استخوان ناحیه لاکریمال چقدر ضخیم است، آیا تنگی استخوانی وجود دارد، و وضعیت بینی و سینوسها چگونه است.
این بررسی وقتی مهم میشود که انسداد ساده نیست؛ مثلاً در موارد عود، سابقه جراحی قبلی یا مشکلات همزمان بینی. سیتی اسکن به جراح کمک میکند مسیر دقیق ایجاد دهانه جدید بین کیسه اشکی و بینی را از قبل طراحی کند. ترجمه بالینیاش روشن است: جراحی دقیقتر، ریسک کمتر، احتمال موفقیت بالاتر.
در مقابل، هزینه بیشتر و قرار گرفتن در معرض اشعه از محدودیتهای آن است. به همین دلیل، سیتی اسکن برای همه لازم نیست، اما وقتی لازم باشد، جایگزین ندارد.
سایر روشها؛ برای موارد خاص، نه همه بیماران
در بعضی شرایط خاص، روشهای تکمیلی استفاده میشوند.
داکریوسینتیگرافی یک روش هستهای است که فقط جریان اشک را بررسی میکند؛ یعنی نشان میدهد اشک چطور حرکت میکند، نه اینکه ساختار مجرا دقیقاً چگونه است.
امآرآی زمانی به کار میرود که بررسی بافت نرم یا احتمال ضایعات خاص مطرح باشد.
و داکریوسکوپی اندوسکوپیک یعنی نگاه مستقیم داخل کانالیکول و کیسه اشکی با ابزار ظریف؛ روشی تشخیصی، نه برای همه.
بنابراین : هیچ تصویربرداریای «بهتنهایی» کافی نیست. هرکدام برای یک سؤال مشخص طراحی شدهاند.
وقتی درست انتخاب شوند، جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی از یک اقدام تجربی، به یک درمان دقیق و قابل پیشبینی تبدیل میشود.
جدول مقایسه روشهای تصویربرداری در جراحی مجرای اشکی
| روش تصویربرداری | چه چیزی را نشان میدهد | مهمترین کاربرد بالینی | مزایا | محدودیتها |
| داکریوسیستوگرافی | مسیر عملکردی تخلیه اشک | تعیین محل و شدت انسداد مجرا | ارزیابی مستقیم جریان اشک، هزینه کمتر | عدم نمایش دقیق استخوان |
| سیتی اسکن | آناتومی استخوان و بینی | برنامهریزی جراحی اندوسکوپیک | دید دقیق ساختارها، تشخیص انسداد پیچیده | هزینه بالاتر، اشعه |
| داکریوسینتیگرافی | سرعت و الگوی جریان اشک | بررسی اختلالات عملکردی | حساس به اختلالات عملکردی | دقت آناتومیک پایین |
| امآرآی | بافت نرم اطراف مجرا | موارد خاص یا ضایعات مشکوک | بدون اشعه، وضوح بافت نرم | هزینه و دسترسی محدود |
| داکریوسکوپی اندوسکوپیک | مشاهده مستقیم داخل مجرا | تشخیص دقیق در موارد انتخابی | دید مستقیم، تشخیص دقیق | تهاجمی، نیاز به مهارت |
پس یادمان باشد که هیچ روش تصویربرداری بهتنهایی «بهترین» نیست. هرکدام برای پاسخ به یک سؤال مشخص طراحی شدهاند.
وقتی انتخاب درست انجام شود، تصویربرداری نه یک هزینه اضافی، بلکه بخش ضروری موفقیت جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی خواهد بود.
نقش تصویربرداری در برنامهریزی جراحی اندوسکوپی
تصویربرداری فقط برای تأیید وجود انسداد نیست؛ برای تصمیمگیری جراحی است.
وقتی محل و نوع انسداد دقیق مشخص شود، جراح میداند مسیر باید مستقیم باز شود یا نیاز به تکنیک ظریفتری دارد. مثلاً در بعضی انسدادهای پیچیده، استفاده از لیزر منطقیتر است؛ در بعضی دیگر، باز کردن کلاسیک دهانه کفایت میکند. حتی انتخاب نوع بیحسی—موضعی یا بیهوشی عمومی—بدون شناخت دقیق مسیر اشکی، تصمیم مطمئنی نیست.
تصویربرداری دقیق، یک نقش مهم دیگر هم دارد: کاهش عوارض.
وقتی آناتومی استخوان، وضعیت بینی و محل انسداد از قبل روشن باشد، احتمال آسیب به بافتهای اطراف، خونریزی غیرضروری یا بستهشدن مجدد مسیر کمتر میشود. ترجمه سادهاش این است: جراحی تمیزتر، ترمیم بهتر، و ریسک کمتر برای بیمار.
بعد از عمل هم داستان تمام نمیشود. تصویربرداری انتخابشده و هدفمند میتواند نشان دهد مسیر جدید واقعاً باز مانده یا نه، و اگر نشانهای از تنگی یا انسداد مجدد وجود دارد، زود شناسایی شود. این یعنی پیگیری دقیقتر و جلوگیری از عود بیصدا. در نهایت، نتیجه فقط موفقیت فنی نیست؛ کاهش ریزش اشک، عفونت کمتر، آرامش بیشتر و کیفیت زندگی بالاتر چیزی است که بیمار واقعاً تجربه میکند.
جمعبندی
در جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی، تصویربرداری یک مرحله جانبی یا تشریفاتی نیست؛ بخشی از خودِ درمان است. داکریوسیستوگرافی و سیتی اسکن به جراح کمک میکنند محل دقیق انسداد، نوع آن و شرایط آناتومیک اطراف را قبل از ورود به عمل بشناسد. این شناخت، انتخاب تکنیک مناسب را ممکن میکند، احتمال عوارض را کاهش میدهد و ارزیابی نتیجه جراحی را واقعی و قابل پیگیری میسازد.
وقتی تصویربرداری بهدرستی انتخاب و تفسیر شود، جراحی از یک اقدام تجربی به یک مداخله برنامهریزیشده تبدیل میشود. نتیجه این رویکرد، فقط موفقیت فنی نیست؛ کاهش پایدار ریزش اشک، عفونت کمتر و بهبود واقعی کیفیت زندگی بیمار است. به همین دلیل، ترکیب تجربه جراح با استفاده هوشمندانه از تصویربرداری، عامل تعیینکننده در رضایت بلندمدت بیماران محسوب میشود.
اگر ریزش اشک، سوزش یا انسداد مجرای اشکی مدتهاست شما را درگیر کرده و به دنبال درمانی دقیق و قابلاعتماد هستید، بررسی کامل و تصمیمگیری بر پایه تصویربرداری میتواند مسیر درمان را شفاف کند. دکتر محمد حسن ریختهگر با تمرکز تخصصی بر جراحی اندوسکوپی مجرای اشکی و استفاده هدفمند از تصویربرداری پیش و پس از عمل، شرایط هر بیمار را بهصورت فردمحور ارزیابی میکند تا از درمانهای غیرضروری و نتایج ناپایدار جلوگیری شود.
تشخیص درست، اولین و مهمترین قدم برای رسیدن به یک نتیجه ماندگار است.
سوالات متداول (FAQ) درباره نقش تصویربرداری قبل از جراحی مجرای اشکی
- آیا همه بیماران قبل از جراحی نیاز به سیتی اسکن دارند؟
خیر، سیتی اسکن معمولاً برای انسدادهای پیچیده یا بیماران با عود انسداد توصیه میشود. - تفاوت داکریوسیستوگرافی و سیتی اسکن چیست؟
داکریوسیستوگرافی عملکرد مجرا را نشان میدهد و سیتی اسکن آناتومی استخوان و بافت نرم را بررسی میکند. - آیا تصویربرداری باعث درد یا خطر میشود؟
داکریوسیستوگرافی کمی ناراحتی ایجاد میکند، سیتی اسکن قرارگیری در معرض اشعه دارد اما ایمن است. - آیا تصویربرداری پس از جراحی ضروری است؟
در اکثر موارد، تصویربرداری پس از عمل برای بررسی موفقیت و شناسایی انسداد مجدد توصیه میشود.
